در دهه های اخیر و با گسترش روز افزون اثرگذاری سازمان ها بر محورهای تشکیل دهنده توسعه پایدار یعنی «اقتصاد»، «جامعه» و «محیط زیست»، مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی سازمان ها (Corporate Social Responsibility) یا CSR در دنیای مدیریت ظهور پیدا کرده است. CSR، به طور خلاصه یعنی اینکه سازمان ها در قبال جامعه ای که در آن فعالیت می کنند، مسئول هستند؛ چرا که از منابع انسانی و طبیعی و اقتصادی آن استفاده می کنند.
طبق این مفهوم، سازمان ها دیگر فقط در مقابل سهامداران مسئول نیستند و ایجاد نشده اند تا به میزان سوددهی سهامداران شان و بر مبنای منافع کوتاه مدت نگاه کنند؛ بلکه سازمان ها در ارتباط با ذی نفعان دیگری نیز هستند که خواسته های مشروع آنها را هم باید مورد لحاظ قرار دهند. در نظر نگرفتن این خواسته ها، جدای از ایجاد چالش با ذی نفعان، سوددهی اقتصادی بلندمدت سهامداران را نیز به خطر می اندازد.
ذی نفعان سازمان طیف وسیعی را مشتمل بر کارکنان، مشتریان، شرکای تجاری، جوامع محلی، محیط زیست، رسانه ها، نهادهای مردمی، شهروندان ، دولت و … در بر می گیرد. اهمیت ذی نفعان برای سازمان ها به تدریج در حال افزایش است و به واسطه اثرگذاری آن بر «شهرت»، «وجهه» و «برند» سازمان، یکی از دغدغه های مدیران شده است. این موضوع باعث شده بسیاری از شرکت های بزرگ، دیگر صرفا به عملکرد اقتصادی و مالی خود توجه نداشته باشند؛ بلکه عملکرد اجتماعی و محیط زیستی خود را نیز به طور جدی در نظر بگیرند.
از دهه ۹۰ میلادی و همزمان با توسعه سیستم های مدیریتی مبتنی بر استانداردها و چارچوب هایی مانند سری ISO 9000(مدیریت کیفیت)، ISO 14001 (مدیریت محیط زیست)، SA 8000 (پاسخگویی اجتماعی)، OHSAS 18001 (مدیریت ایمنی و سلامت شغلی) و ISO26000 (مسئولیت اجتماعی) مفهوم CSR به شکل مدرن آن تکامل یافت.
مسئولیت اجتماعی، مسیری است که سازمان ها رویکردهای اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی را با ارزش ها، فرهنگ، استراتژی ها، ساختار تصمیم گیری و شیوه های عملیاتی خود به شکلی شفاف و قابل حسابرسی یکپارچه می کنند و در نتیجه فرایندها و رویه های بهتری را درون سازمانجاری می سازند و به این ترتیب ثروت می آفرینند و جامعه را بهبود می بخشند.